پیامبر اکرم (صلی الله علیه وءآله و صلم) فرموده اند: «اوصیکم بالشباب خیرأ فانهم ارق افئدة» به شما سفارش می کنم که نسبت به نوجوانان نیکی کنید زیرا آ نان نازک دل هستند و زود رنجیده خاطر می شوند.

مذهب چیست؟

عموما نظامی از باورها،نمادها و ارزشهای تعریف شده است و می تواند از طریق تاثیرات احساسی که خود مردم را در یک جامعه ی مقدس گردآورده و یک تعهد دیگر خواهانه و هنجاری به غایات جمعی را برآنها القا کرد.

دوره ی نوجوانی از قدیم الایام،دوره ی سخت و دشوارتلقی شده است اسلام نیز نسبت به نوجوانان نظر خاصی داشته است. دوره ی نوجوانی دوره ای حساس؛ ظریف، پرمسئله، و از هر لحاظ قابل بررسی و تعمق است. به نظر می رسد که ریشه ی احساس نوجوان را می توانم در 4 زمینه بررسی کرد:

1- بحران بلوغ

2- بحران هویت

3- بحران ارزش ها

4- بحران مناسبات دولتی

که در این جا صرفا بحران ارزشها که شامل مذهب هم میشود بررسی می کنیم.

نوجوانان مجموعه ای از ارزش ها را با خود دارند که برافکار و احساسات و اعمالشان تاثیر می گذارد.

اشپرانگر معتقد است: که در دوره ی نوجوانی ارزشهای اساسی زندگی به ترتیب اهمیت به صورت قطعی تر و پایدارتر درمی آیند و نوع شخصیت نوجوان راتعیین می کنند.هر فردی بر اساس نوع شخصیتی که دارد به یک دسته از ارزشهایش بیش از ارزش های دیگر اهمیت می دهد و در نتیجه ی آنها را محصور و مبنای عمل و رفتار خود قرار می دهد.اشپرانگر شش ارزش را معرفی می کند:

1- ارزش های نظری

2- ارزش های اقتصا دی

3- ارزش های زیبایی

4- ارزشهای اجتماعی

5- ارزش های مذهبی

6- ارزش های سیاسی

مطالعه ی اشپرانگر در مورد ارزشها نشان می دهد که در جامعه دو دسته ارزش جریان دارد یکی از ارزش ها سنتی و دیگر ارزش ها ی پیش بینی نشده.نوجوانان معمولا به ارزش های پیش بینی نشده می روند و همین امر باعث برخورد آنان با بزرگسالان و والدین که نماینده ی ارزشهای سنتی هستند میشود. ارزشهای نوجوانان همیشه نتیجه ی تصمیمات عاقلانه ای نیست که بطور منطقی اتخاذ کرده اند. ارزشها غالبا به دلیلی با تضادها و انگیزه های شخصی آنا درد ارتباط است وبسیاری را هم، ناآگاهانه انتخاب می کنند.نوجوانان در مواجها با ارزش ها نظر والدین و اولیای مدرسه را قبول ندارند در حقیقت به علت نیازی که به مسئله استقلال دارند از قبول ارزش های آنان سربازمی زنند و یا برای اینکه آزادی خود را نشان دهند به نفی این ارزش ها تظاهر می نمایند. در واقع نوجوان و همسالانش دراین مرحله از زندگی به درجه ای از رشد فکری رسیده اند که دیگر کورکورانه به مقررات دوران کودکی گردن ننهند.

اعتقادات مذهبی نوجوانان

نوجوانان و جوانان از12 تا 22 سالگی به مذهب و اعتقادات معنوی و روحی خیلی بیشتر از کودکان علاقه مندند. افکارانتزاعی و ایده ءآلی شان رشد یافته علاقه ی آنها به هویت، مذهب و موضوعات معنوی را افزایش می دهد. رشد افکار مذهبی در این دوره به حداکثر خود می رسد تا حدی که گاهی نوجوان به ریاضت کشیدن و شب زنده داری و.. گرایش پیدا می کند. تحقیقات کوهلن و آرنولد نشان داد که نوجوانان در سنین 12 تا 15 سالگی دارای اعتقادات مذهبی بیشتری هستند و در سن18 این اعتقادات کاهش می یابد و خانواده و اجتماع در تثبیت اعتقادات مذهبی نقش مهمی دارند نوجوانان به شدت تحت تاثیر خصوصیات اخلاقی خانواده و محیط و گروه همسالان خود قرارمی گیرند و از آنان پیروی می کنند. بطو کلی میتوان گفت که در دو بعد لطیف تر دینداری که ناظر به اصول اعتقادات دینی مثل اعتقاد به خدا، نبوت، معادو... و نیز عواطف شخصی مثل احساس نوعی ارتباط با موجودات مقدس و متعالی هستند نوجوانان دیندارترند.

جیمز فالو معتقد است: اواخر نوجوانی در گسترش هویت مذهبی مهم است و آغاز سن 18سالگی مرحله ی بازتاب ایمان فردی نامیده می شود. همچنین معتقد است که یک رابطه ی نزدیک بین تکامل ارزشهای اخلاقی ئو ارزشهای مذهبی نوجوانان وجود دارد شرایط  فرهنگی- اجتماعی که نوجوانان درآن بزرگ می شوند، ترکیبی از گسترش توانایی درک آنان بر اثر شخصیت مذهبی آنان است، خصوصیات دوره ی عملیات صوری وتفکر انتزاعی کمک می کند تا نوجوانان به موضوعات معنوی علاقه پیدا کنند.

تحول و دگرگونی در باورهای مذهبی نوجوانان:

از آنجا که ارزش ها در دوران بلوغ متحول می شود پیدایش شکلهای مذهبی نیز درهمین سنین است، شک در همه چیز، شک دراعتقادات خود، شک درتعلیمات مذهبی و...

بعضیها از این تردیدها و شک ها هراس دارند و می گویند نکند نوجوانان با این شک و تردیدراه به جایی نیابند. نکته مهم اینجاست که نوجوان هم می خواهد با دلایل منطقی و عقلی اعتقادات و هر چیزی که هست را درک کند و تفسیری نو از جهان هستی داشته باشد و از طرفی هم می ترسد این شک و تردید ر با دیگران مطرح کند چون ممکن است او را به لاقیدی و بی مذهبی متهم کنند.

دوره های شکل گیری دین و مذهب در نوجوانان:

1- دوره ی بیداری: دراین دوره نوجوان علاقه مند است مثل والدین خود اداب و مراسم دینی را انجام دهد

2- دوره ی تردید: او به انتقاد مفاهیم مذهبی می پردازد و سوالاتی به ظاهر کفر آمیز طرح می کند مثل چرا خدا دیده نمی شود ؟و...

3- دوره ی بازسازی دینی: نوجوان احساس می کند به حقایق دینی تازه ای دست یافته است اما متفاوت از آنچه که و الدینش به ان معتقد بودند و ممکن است به گروه های دینی خاصی گرایش پیدا کند در این جا نقش اولیا و مربیان روشن می شود و باید زمینه سالم را فراهم کنند.

خلاصه و پیشنهاد:

باورها وگرایشهای دینی وتقدیسی ارزشها و تقبیح ضد ارزشها در نوجوانی به بار می نشیند و سراسر شخصیت نوجوان را تحت تأثیر قرار می دهد.

تحقیقات نشان داده نوجوانان در شرایط فرهنگی و ضد اجتماعی مساعد پاسخهای مثبت و مطلوبی را نسبت به ارزشهای والای انسانی و الهی و مذهبی از خود نشان می دهند و در این دوره است که بحران ارزشها وخطر سقوط در دام فرقه ها و گروهای دروغین مذهبی و ضد مذهبی آشکار می گردد.

برای برخود در این بحرانها لازم است که:

1- جنبه های فطری نوجوان از طریق حکایات اخلاقی، شناخت فرهنگ ملی و اسلامی و به تصویر کشیدن چهره های ارزشمند عرفانی تقویت شود.

2- الگوها واسوه های ایمان برای نوجوانان که آنها قهرمان بودند و نوجوانان مجذوب قهرمانان می شوند معرفی می گردند.

3- کمک به نوجوان در تحصیل یک فلسفه ی حیاتی پویا و ارزشمند با عنایت به این نکته که از تکفیر(بازخواست) نوجوانان خودداری کنند و فرصت لازم برای بحث و گفتگو درباره ی مسائل اعتقادی مذهبی و به آنان داد.

4- یکی بودن هدف و عمل اولیا و مربیان

5- ایجاد رغبت از طریق برقراری رابطه ی محبت آمیز با نوجوان

6- استفاده از شور و احساس مذهبی وو شرکت دادن نوجوانان در مراسم مذهبی

7- و...

 

 

 

 

 

منابع:

احمدی، سید احمد؛ مقدمه ای بر مشاوره و روانشناسی،1357

خدایاری، محمد؛ مسائل نوجوانان و جوانان، انجمن اولیا و مربیان، دانشگاه تهران،1371

بلر، گلن، مایزر و جوتر،استیوات، روانشناسی نوجوانی، ترجمه رضا شاهپوریان، امیر کبیر، 1350

 فریده نوری مطالعات خانواده 88